المحقق السبزواري

839

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

برنانگيزاند عنف - يعنى ، اگر خشونتى از كسى ببيند ، باعث آن نشود كه در مقام آزار او درآيد به غير حقّ ، يا او را عنفى و شدّتى نباشد كه او را برانگيزاند - و او را ننشاند ضعف - يعنى ، در جايى كه فرصت باشد و تدارك دشمن و اصلاح حال مسلمانان توان كرد ضعف و ناتوانى او را ننشاند ، بلكه در امر مذكور جدّ و اهتمام تمام نمايد ، و همچنين ضعف او را مانع نشود از اقامت حدود و گرفتن حقوق ضعفا از اقويا . » « ثمّ الصق بذوي الأحساب « 1 » ، و أهل البيوتات الصّالحة ، و السّوابق الحسنة ؛ ثمّ أهل النّجدة و الشّجاعة ، و السّخاء و السّماحة ؛ فإنّهم جماع من الكرم ، و شعب من العرف . » « پس از آن ، بچسبان و مصاحب باش به صاحبان سابقه‌هاى نيكو از مكارم و مآثر ، و اهل خانه‌هاى شايسته و پسنديده ، و خداوندان سابقه‌هاى نيكو - و سبب اين آن است كه اخلاق و سير آباء را اثرهاست در اولاد و اعقاب ، و سوابق اخلاق دليل است بر لواحق آن - پس از آن ، ملاصق و ملازم خود بدار ثابت‌قدمان در محاربه و دليران در معركهء مقاتله را ، و صاحبان سخاوت و جوانمردى را . پس ، به درستى كه اين جماعت جامعند انواع كرم و نيكويى را ، و شاخه‌هايند از بيخهاى نيكويى . » « ثمّ تفقّد من أمورهم ما يتفقّد الوالدان من ولدهما . و لا يتفاقمنّ في نفسك شيء قوّيتهم به ، و لا تحقرنّ لطفا تعاهدتهم به و إن قلّ ؛ فإنّه داعية لهم إلى بذل النّصيحة لك ، و حسن الظّنّ بك . و لا تدع تفقّد لطيف أمورهم اتّكالا على جسيمها ، فإنّ لليسير من لطفك موضعا ينتفعون به ، و للجسيم موقعا لا يستغنون عنه . » « پس از آن ، تفقّد و جست‌وجوى امور و بازرسى احوال ايشان بكن آنچه را تفقّد مىكنند پدر و مادر از فرزندان خود . و بايد كه دشوار نيايد در نفس تو چيزى كه تقويت كنى ايشان را به آن ، و حقير نشمرى لطف و احسانى را كه تعهّد كنى ايشان را به آن ، و اگر چه اندك باشد آن ملايمت و ملاطفت . پس ، به درستى كه آن لطف و احسان داعى ايشان است به بذل نصيحت و خيرخواهى از جهت تو و نيكوگمانى به تو . و ترك مكن تعهّد

--> ( 1 ) . چاپ صبحى صالح : « بذوى المروءات و الأحساب » .